تبلیغات A Bb A Gm Dm
تو با منی حس میکنمت همین جا رو بروی خودم
A Bb A Dm
صداتو می شنوم همه جا یا شاید من دیوونه شدم
C F Bb A Bb
اگه تو ، تو اتاقم نیستی چرا کنار تو میشینـــــم
Dm C Bb A Bb
چرا دارم تو رو میبوسم چرا دارم تو رو میبینم
Dm C Bb F Dm
من با توام عزیزم اسم منو صدا کن
Dm C Bb F Dm
میبینمت کنارم میبوسمت نگام کن
A Bb A Dm
اگه تو ، تو اتاقم نیستی چرا هوای تو ، تو خونست
A Bb A Dm
چرا با تو حرف میزنم هر روز نگو تو دلت این دیوونست
C F Bb A Bb
اگه تو ، تو اتاقم نیستی چرا کنار تو میشینــــــم
Dm C Bb A Bb
چرا دارم تو رو میبوسم چرا دارم تو رو میبینم
Dm C Bb F Dm
من با توام عزیزم اسم منو صدا کن
Dm C Bb F Dm
میبینمت کنارم میبوسمت نگام کن

فروش یك عدد گیتار حرفه ای استیو STEIVE (پاپ كلاسیك) فوق العاده تمیز در حد نو تولید سال 2005
مدل S250 – E MAID IN SPAIN
گیتار دست دوم ولی درحد نو استثنایی بدون خط و خش و گز فوق العاده خوش صدا و خوش دست هنوز برگه گارانتی و برگه كارگاهش كه نشون می ده كه دست ساز اسپانیایی روشه خلاصه گیتاریست باشی میشناسی گیتارو فوری فروشی قیمت واقعی 780.000 هزار تومان قیمت فروش فوری این گیتار 650.000 هزار تومان
تهران نیاوران
قیمت : 650.000 هزار تومان مقطوع
تلفن : 09127374215 - 59 43 539 0937 - 79 43 539 0937
نشانه های اولیه خط موسیقی : صدا , بسامد , طول موج , نواك دیرند
شكل نت ها , نقطه و نقش آن , خط اتحاد و اتصال ,سكوت , تاكید و وزن
وزن خوانی , سنكوب , ضد ضرب , معنای فاصله موسیقی و اندازه گیری آن
فاصله ساده , فاصله تركیبی نشانه های تغییر دهنده , انواع نیم پرده
معكوس فاصله , معرفی گام كرومتیك و گام دیاتونیك , درجه های گام
نظام پیوند در گامهای بزرگ , نام نت ها به زبانهای مختلف
رابطه میان دیز ونت ها اغاز گام , رابطه میان بمل و نت ها اغاز گام
گامهای كوچك و نسبت آن با گامهای بزرگ , گونه های گام كوچك
نت های تونال و مدال , رابطه میان گامهای با نیم پرده اختلاف
دستگاهای موسیقی ایرانی : شور ,همایون , ماهور , سه گاه , چهار گاه
نوا , راستپنجكاه , تمرین آواز خوانی
چگونگی شكل دادن و مراقبت از ناخن ها
یکی از سوالاتی که اکثر گیتاریست ها با آن روبرو هستند، چگونگی شکل دادن و مراقبت درست از ناخن هایشان است. فرقی نمی کند که شما با گوشه ی چپ یا راست ناخن خود و یا حتی با وسط ناخن خود به سیم ضربه می زندید، در هرصورت این سوال پیش روی شما قرار دارد.
طول و شکل ناخن شما تاثیر مستقیمی بر نوازندگی شما دارد. چگونگی مراقبت کردن از ناخن هایتان، به همان اندازه که تمرینات شما برروی موسیقی تان تاثیر می گذارد، اثر گذار و تاثیر پذیر است. برای اینکه چگونگی شکل دادن و مراقبت از ناخن هایتان تاثیر مستقیمی برروی کیفیت و طنین صدایی که از گیتار خود تولید می کنید، دارد.
طول ناخن: برای اینکه طول مناسبی را برای ناخن های خود در نظر بگیرید، می توانید کف دست هایتان را در مقابل خود بگیرید و اگر ناخن هایتان حدود یک یا دو میلیمتر بالاتر از گوشت بند آخر انگشتتان بود، طول ناخن شما برای نوازندگی مناسب است.
مراقبت از ناخن ها:
محصولات فروانی برای تقویت و استحکام ناخن تولید شده است، اما هرگز نتوانسته اند انتظارات مصرف کننده ها را در حد کمال برآورده کنند. من می توانم با استفاده از تجربیات شخصی خود نکاتی را در این زمینه به شما پیشنهاد کنم.
به مدت یک ماه هر شب به طور مداوم با مقداری آبلیمو، شروع به پاک کردن ناخن های خود کنید. در ماه دوم شما می توانید با مقداری پارافین نیز شروع به پاک کردن انکشتان خود کنید. در ماه سوم می توانید با مقداری روغن زیتون به پاک کردن ناخن های خود بپردازید و در ماه چهارم دوباره این روند را مانند ماه اول شروع کنید.
شکل دهی به ناخن: اگر از شکل مناسب ناخن های خود اطلعی ندارید، می توانید تکه کاغذ سمباده ای را برروی سیم اول گیتارتان قرار دهید و آن را با دست چپ خود نگه داردید، در این هنگام شروع به ضربه زدن دست راست خود کنید. بدین وسیله می توانید شکل مناسب ناخن هایتان را پیدا کنید.
تنها با شکل دهی درست و تعیین درست طول آن می توانید صدایی زیبایی را از گیتار خود تولید کنید، در صورتی که هرگز به این نکته توجه نکرده باشید، نمی توانید صدای زیبایی را از گیتار خود تولید کنید.
بهترین راه برای شروع این کار استفاده از سوهان است. برای شروع باید انگشت خود را به صورت 90 درجه خم کرده، به طوری که انگشت مورد نظرتان برروی سوهان قرار گیرد، پس از اینکه نقطه ای را که قصد شکل دادن آن را دارید تعیین کردید، شروع به تکان دادن سوهان با استفاده از دست چپتان کنید. در صورتی که ناخن های ضعیفی دارید، سعی کنید به جای سوهان از کاغذ سمباده استفاده کنید.
پس از آنکه شکل دهی به ناخن هایتان به اتمام رسید، با استفاده از ناخن شست دست چپ خود قسمت زیرین ناخن هایتان را لمس کنید و مطمئن شوید که به طور کامل صاف و بدون هیچگونه مشکلی است.در غیر این صورت صدایی خوبی را نمی توانید در هنگام نوازندگی تولید کنید و حتی در ضربه زدن به سیم نیز به مشکل برخورد خواهید کرد.
چگونه می توان از شکست ناخن هایمان جلوگیری کنیم:
1.سعی کنید تا آنجا که ممکن است، از خیس شدن انگشتانتان جلوگیری کنید. اگر قصد شستن ماشین یا ظروف را دارید، حتما از دستکش استفاده نمایید.
2.سعی کنید برای کارهایی که ناخن تان در حال تماس با اشیا است و یا خطر شکسته شدن آن وجود دارد، عادت به استفاده از دست چپ خود کنید.
3. سعی کنید با بلند کردن ناخن دست چپ خود برای انجام کارهایی که نیاز به ناخن است از آن به جای دست راست استفاده کنید.
4.سعی کنید همیشه با سه الی چهار لایه براق کننده ناخن، ناخن هایتان را جلا دهید.
5.هرگز ناخن هایتان را زیاد بلند نکنید. با این کار در هنگام شکل دادن و یا کوتاه کردن احتمال شکستن آن ها بیشتر می شود.
6.می توانید برای محافظت بیشتر ناخن هایتان را با چسب نواری بپوشانید، و در هنگامی که قصد کوتاه کردن آن ها دارید و یا قصد اجرا در کنسرتی را دارید، چسب ها را از روی ناخن های خود بردارید.
یكی از بچه های خلاق و سازنده گیتار دست ساز ایرانی را به شما دوستان گیتاریست معرفی می كنم جهت بررسی ساز ها و روش ساخت گیتار دست ساز ایرانی از وبلاگ علی همتی ایشان دیدن فرمائید.

با سلام خدمت یكایك دوستان گیتاریست برای امروز كلیپی رو آماده كردم كه در اون ریتم 4.4 و انواع پاساژها این ریتم به همراه اهنگ زیبای دوست خوبم اشكان و حسین مخته كه برای شما به صورت زنده با یكی از هنرجویان آقای مهدی صدیقی اجرا كرده ام .امیدوارم مورد توجه واقع شود.شعر این آهنگ را برایتان می نویسم ولی آكوردهای ان در كلیپ واضح و مشخص است .
نكته : در این كلیپ بخش از آن به صورت رپ خوانی اجرا شده است.
برای دانلود كلیپ روی تصویر روبرو كلیك نمائید. 
دانلود مستقیم از سرور سایت : با حجم 12.6 Mb
وقتی نیستی روزا برام مثه یه سال
حالا فهمیدم که عشق جز تو محال
دلم تنگ شده واسه چشمای نازت
چشمایی که مسه آب چشمه زلال
تو سفر کن به شهره قلبه خسته ام
تا که ببینی زندونه رنج و ملاله
برگرد عاشقونه برگرد دست گرمتو هدیه کن به دست سرد
برگرد تنهام نذار دیگه به خدا سخته بشکنی غرور من
زیر بارون دارم آروم دنبالت میگردم
تو نیستی کنارم منم چشمام و میبندم
شده بی حرکت دیگه دستای سردم
یادت میاد که میگفتی برات بخندم
راضی به مرگم وقتی ندارم تو رو
میبینی حالم و اینجوری نذارم نرو
بی تو اقاقیا بی تو قناریا تو خرابیان
بی تو غبار سطح زمین مونده به جا فقط همین
فقط ازت کولبار غمی
تو رفتی منم دارم روزگار بدی
خیلی آسون و سریع منو ترک کردی
ولی عاشقونه میخوام هنوز برگردی
تو بیا هدیه کن به من روزگارگ
روزگاری که سوختن و شدن شب تارم
لا به لای برگای زرد پاییز
یه عمره که میگردم و فکر بهارم
میخوام این حرف آخرم باورت شه
تویی تمام هستی و دارو ندارم ندارم
برگرد عاشقونه برگرد دست گرمتو هدیه کن به دست سرد
برگرد تنهام نذار دیگه به خدا سخته بشکنی غرور من
دستام تنهاست هیچ دستی رو ندارم
تو هم رفتی و من هیچکسی رو ندارم
چون یه خنجه خورد گرفتم غصه آره
تو رفتی و آره تنم غصه داره
نمیخوام بکنی دیگه تیک پاره
من از مشکلات زندگی تیک پارم
دوره دریچه های قلبم دیوار کشیدم
یه روز ندیدمت یه پاکت سیگار کشیدم
من و تو با هم نیستیم آره دورغی جفتیم
گفتم دوست دارم حالا ما یه دروغی گفتیم
پشت درای قلبم باید وایسی
..... چه خبر
هیچ خبر خواصی
آها
مردی که دلش شده پاییز پر درد
توی دنیای پر نیرنگ و نامرد
اون که نبودی زندگیش فنا بود
رهاش نکن توی ظلمت برگرد
برگرد عاشقونه برگرد دست گرمتو هدیه کن به دست سرد
برگرد تنهام نذار دیگه به خدا سخته بشکنی غرور من
دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.
با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.
اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.
با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.
قلعه اردشیر در فیروزآباد فارس
اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (241-226 میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.
تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.
آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :
"در زمان حکومت ساسانیان و اردشی، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."
علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :
"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."
مینیاتور از صحنه شکار بهرام گور
بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.
بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.
علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.
ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :
"بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."
حمزه اصفهانی اضافه می کند : "اینان در ایران ماندند و زاد و ولد کردند که طایفه زط همین ها هستند."
موسیقی مذهبی:
بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد.
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.
هرودوت همچنین می نویسد:
"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می شود و یکی از سرودهای مذهبی را می خواند."
موسیقی رزمی:
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی با جنگی بوده است.
گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :
"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
این سروده ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می شد و گزنوفون اضافه می کند که :
"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."
این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می شود.
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.
در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می شود.
موسیقی مجلسی:
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که :
"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."
هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می کند و می نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می شدند و شادی و سرور برپا می کردند.
گزنوفون نیز می نویسد :
"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدانها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است :
"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می پرداختند."
صدای وزش باد ، برخورد برگ درختان با یکدیگر ، آوای پرندگان ، صدای موج دریا ،آبشار و . . . اولین نوای موسیقی بود که انسان قبل از تاریخ - قبل از داشتن خط و زبان – شناخت . او با تقلید از طبیعت به وسیله حنجره خود درحین کار، بار دیگر ارتباطش را با طبیعت تکرار می کرد . با دمیدن درشاخ یا استخوان تو خالی حیوانات ، تنه پوک و توخالی درختان یا صدف موجودات دریایی ، اصوات قوی تری ایجاد کرد که برای اعلام خطر ، ایجاد ارتباط و خبر رسانی یا برانگیختن ترس در دل دشمن و حیوانات وسیله مناسبی بود .
بوقها ( سازهای بادی ) شاید اولین سازهای ابداعی انسان بود . با ضربه زدن بر تنه توخالی درختان ( سازهای کوبه ای ) و کشیدن پوست حیوانات بر روی آن ( سازهای کوبه ای پوستی ) یا به ارتعاش در آوردن زه کمان و بعدها استفاده از کدوی خشک یا پوست نارگیل در قسمت انتهایی کمان جهت پایداری و تشدید صوت حاصله ( سازهای زهی ) ، اصواتی پدید می آمد . این اصوات در رزم ، مراسم آئینی و بزم بشر نخستین جایگاه ویژه ای پیدا کرد و به سرعت مراحل تکامل خود را طی کرد .
نقوش موجود بر روی سفالهای پیش از تاریخ در مناطق مختلف ایران مانند تپه سیلک کاشان ، چشمه علی شهر ری و اسماعیل آباد قزوین و . . . گویای وجود مراسم آئینی است که درآنها نقش ساز نیز دیده می شود . تصویر مهر چغامیش (مربوط به 3400 سال ق.م ) بیانگر رواج چنگ درایران است . ظاهرا" این ساز پایه و الگوی اولیه ای برای دیگر سازهای زهی بوده است . البته اسناد موجود حاکی است که مصریان اولین ملتی بوده اند که چنگ داشته اند .
در تصاویر بجای مانده در حجاریها ، ظروف و . . . هخامنشی و ساسانی اهمیت موسیقی و موسیقیدانها و نیز وجود موسیقی مذهبی ، رزمی و بزمی به وضوح مشهود است . در این دوره سازهای کرنای ، رباب (غژک) ، بربط ، تنبور ، چنگ ، بوق ، سرنا ، شیپور ، نای ، ارغنون ، دف ، چغانه و قاشقک رایج بوده است و خنیاگران ( نوازنده ها) به طبقه سوم جامعه تعلق داشته اند . از مشاهده مجسمه های کوچک بدست آمده از شوش با نام نوازندگان ، فرم سازها ، نحوه بدست گرفتن و جزئیات آنها می توان آشنا شد . بدیهی است سازها به مرور و طی مراحل مختلف تکامل یافته اند و بسته به کاربرد آنها ( سازهای رزمی ، مذهبی ، بزمی یا گونه ها یمحلی ) در دوره های مختلف تاریخی ، نشیب و فرازهای گوناگونی را طی کرده اند .
حدفاصل دوره ساسانی تا صفویه تحول چندانی در ساخت سازها به چشم نمی خورد . از دوره صفویه به بعد نیز شواهدی که دال بر وجود انواع سازها و سیرتکاملی برخی از آنها است منحصر به وجود نقش برخی سازها در دیوار نگاره ها و مینیاتورها می باشد .
در زمان ناصرالدینشاه قاجار با تأسیس دارالصنایع واقع در جنوب شرقی سبزه میدان تهران و با گردهم آمدن گروهی هنرمندان در فنون و رشته های مختلف هنری ، هنرمندان ساز ساز چون استاد فرج اله ، حاج طاهر ، خاچیک ، هامبارسون ، یحیی و سید جمال حضور داشته اند .
از آنجا که موسیقی به عنوان یکی از ارکان مراسم ، جشنها و آئین مختلف ، درفرهنگ بومی ، مذهبی و ملی این سرزمین جایگاه ویژه ای داشته ، ساخت سازهای ایرانی نیز همواره از مراتب خاصی برخوردار بوده است و حضور هنرمندانی کمال گرا و مبتکر در ساخت سازهای ایرانی به خوبی مشهود است .
به نظر می رسد كه انسان های اولیه هم دارای نوعی موسیقی بوده اند. اما خوب مسلم است كه صدای موسیقی آنها با طنین موسیقی امروز ما بسیار متفاوت بوده است. این موسیقی غالباً حاوی فریادهای بلند و طولانی، آه و ناله و خلاصه از این جور چیزها بوده و رقصیدن و كف زدن و طبل زدن هم همراه آواز خواندن بود.موسیقی عامیانه در طول قرن ها حیات یافته است و با گذشت نسل ها سینه به سینه_ و البته نه به وسیله ثبت كردن و نوشتن_ حفظ شده است.
موسیقی تركیبی چند قرن سابقه دارد. تمدن های باستانی مثل چینی ها، هندوها، مصری ها، آسوری ها و عبری ها همگی دارای موسیقی بوده اند. ولی بیشتر این موسیقی ها ابداً شبیه موسیقی امروز ما نبوده اند. یونانی ها یك موسیقی پیچیده داشتند كه با پهلوی هم گذاشتن ریتم های مختلف كه كمی شبیه گام های امروزی بودند، ساخته شده بود.بعد از یونانی ها و رومی ها ( كه همان موسیقی یونانی را تقلید كرده اند)، اولین كلیساهای مسیحی، از مهمترین عوامل پیشرفت هنر موسیقی قلمداد شده اند. «سنت آمبروز» و «سنت گرگوری»، نوع خاصی از موسیقی را آغاز كردند كه به نام «سرود ساده» معروفست.
این، یك نوع آوازی بود كه دسته جمعی می خواندند و آهنگ ها به سبك یونانی تنظیم شده بود. كشیش های كلیسا نیز طرز تصنیف موسیقی را فرا گرفتند و رواج دادند و روش جدید و امروزی نگارش موسیقی نیز از همین روش آنها پدید آمده است.در اولین اپرا، كه «اوریدیس» نام داشت، به وسیله «جاكوپوپری» عرضه شد. بعد از آن، آهنگ سازی مانند مونته وردی، نه تنها موسیقی برای اپرا ساختند، بلكه برای آلات موسیقی مثل ویلون هم، آهنگ هائی نوشتند. همچنین در این دوره، شروع به نوشتن تصنیف آهنگ هائی برای مجالس رقص درباری، و نمایش ها و تعزیه خوانی كردند و بالاخره در همین دوره بود كه قسمت اعظم موسیقی و آهنگ هائی كه امروزه ما از گوش دادن به آنها لذت می بریم، توسط كسانی مانند باخ، هندل، هایدن و موزارت و بتهوون ساخته شد.
از راست بالا : سامان - رضا (پركاشن) -امیر كوشه (پیانیست) - حسین مخته - سعید (درام) - مهدی شهبازی

از راست : حسین مخته - مهدی شهبازی - اشكان - ساسان (ساسی مانكن)

از راست : افشین سالاری - مهدی شهبازی - صفا